|
شلام من آیماه هشتم خیلی دوشت دالم لا بلم ولی همش مامان آدام می گه بشین میفتی آخه میدونین سیه چند بار از تخت افتادم پایین خیلی تلسیدم یه بالم از رو دوش خاله آینازم پرت شدم من که فقط از صدای جیغ های مامان بزرگو خاله آینازم تلسیده بودم تازه مامان آدام غش کرده بود خبل ندالن که من کلی بهشون خندیدم بگذلیم وای وای دندونام درد میکنه تازه ۲ تا دالم دل میالم فعلا خواب دالم بای بای.
امروز دقیقا آیماه دختر ناز من و باباییش ۱۰ ماه و ۲۴ روزشه از ۵ روز پیش اولین مرواریدش یه ذره از تو لثه خوشگلش زده بیرون خیلی هم بی قراره فقط دوست داره یه جایی رو بگیره و بلند شه دیگه واسش فرقی نمی کنه کجا باشه خلاصه که خیلی خانوم طلا و شیطون بلاست الهی مامانی فداش بشه
عشقولانه جملات معجزه گر!
متشکرم: برای همه وقت هایی که مرا به خنده واداشتی. برای همه وقت هایی که به حر ف هایم گوش کردی. برای همه وقت هایی که به من شهامت و جرأت دادی. برای همه وقت هایی که با من شریک شدی. برای همه وقت هایی که با من به گردش آمدی. برای همه وقت هایی که خواستی در کنارم باشی. برای همه وقت هایی که به من اعتماد کردی. برای همه وقت هایی که مرا تحسین کردی. برای همه وقت هایی که باعث راحتی و آسایش من هستی. برای همه وقت هایی که گفتی "دوستت دارم". برای همه وقت هایی که در فکر من بودی. برای همه وقت هایی که برایم شادی آوردی. برای همه وقت هایی که به تو احتیاج داشتم و تو با من بودی. برای همه وقت هایی که دلتنگم بودی. برای همه وقت هایی که به من دلداری دادی. برای همه وقت هایی که در چشمانم نگریستی و صدای قلبم را شنیدی. به خاطرهمه این ها، هیچ وقت فراموش نکن که: همیشه برای گوش دادن به حرف هایت آمادگی دارم. همیشه پشتیبانت هستم. من مثل کتابی گشوده برایت خواهم بود. فقط کافی است چیزی از من بخواهی، بلافاصله از آن تو خواهد شد. می خواهم اوقاتم را در کنار تو باشم. من کاملاً به تو اطمینان دارم و تو امین من هستی. در دنیا تو از هر چیزی برایم مهمتر هستی. همیشه دوستت دارم، چه به زبان بیاورم چه نیاورم. همین الان در فکر تو هستم. تو همیشه برای من شادی می آوری به خصوص وقتی که لبخند بر لب داری. من همیشه برای تو این جا هستم و دلم برایت تنگ است. هر وقت که احتیاج به درد و دل داشتی روی من حساب کن. تو در تمام ضربان های قلبم حضور داری. جملات معجزه گر!
منبع : موفقیت
يك دختر در حمام
تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن پسرها: بقیه در ادمه متن...
جاتون خالی بود.تا حدی حالش رو داد.کیش بودم میشه گفت خوش هم گذشت.ماشینهای لوکس وخیابون بندی زیبا اولین چیزهایی که نظر آدم رو جلب میکنه.مخصوصا که تمام تاکسیهاش کمری بود ما مهمان هتل داریوش بودیم و با ترانسفر خود هتل که اومده بود فرودگاه دنبالمون رفتیم.نخلهای قشنگی در سطح جزیره کاشته بودند از اولین تاکسی که سوار شدم در مورد این نخلها پرسیدم اون گفت جزیره اصلا نخل نداره و تمام این نخلها رو با هزینه ای معادل 300000 تومان بابت هر نخل کاشتند.تا چشم کار میکرد هرجایی نخل بود.نکته جالبی که اولین راننده باهام صحبت کرد در مورد تاکسی ها بود ازش پرسیدم چرا تعداد تاکسی ها زیاد نیست اون هم گفت تعداد تاکسی های اینجا محدوده و فقط تعداد 700 دستگاه تاکسی دارن اینجا کار میکنند هرکسی هم بخواهد تاکسی بخره باید با همین ها خرید و فروش کنه و اجازه اضافه کردن تاکسی نمیدهند این هم از محاسن مناطق ازاد دیگه.من هتلهای لوکس زیادی رو در کشوررفتم که از لحاظ شیک بودن و هزینه کردن در ظاهر داریوش رو بیشتر قبول دارم با اینکه زیاد با اطاقهاش حال نکردم.جاهای دیدنی که رفتیم میتونم ازشهر زیر زمینی کاریز بگم که خیلی مسخره بود.کشتی قدیمی یونانی ها که کنار ساحل به گل نشسته بود که فقط در غروب بسیار بسیار زیبا بود(یک عکس ناز هم اونجا گرفتیم)باغ پرندگان هم خوب بود پرندگان زیادی رو اونجا دیدم که تابحال از نزدیک ندیده بودم یک تمساح زشت هم داخل دریاچه باغ بود.سیرک هم رفتیم که از مسخرگی حوصلم سر رفت فقط دو سه باری تونستم بخندم.دلفینهاش فقط به نظرم جالب بود که چطور انسان میتونه اینقدر با این حیوانات نزدیک باشه و با اونها بازی کنه.پاساژهای خیلی زیبایی داشت که اگر واسه خرید میری باید با یک تریلی پول بری .قیمتهای واقعا سرسام آوری داشت مخم داشت سوت میکشید.در کل واسه یک بار دیدن خوب بود به هممون حالش رو داد.پیشنهاد میکنم حتما یک سفر برین و حتما هم برید داریوش.خوش میگذره.
عشق ورزیدن خطاست
حاصلش دیوانگیست عشق بازان جملگی دیوانه اند عاشقان بازیگر این بازی طفلانه اند عشق کو عاشق کجاست معشوق کیست جنبش نفس است که عشقش خوانده اند آنکه میمیرد ز شوق دیدن امروز ما گر بیابد بیشتر گر ببیند دلبران تازه تر عشق عالم سوز خاموش می شود چهره ی ما هم فراموش می شود سنگ قبرم را نمی سازد کسی مانده ام در کوچه های بی کسی بهترین دوستم مرا از یاد برد سوختم خاکسترم را باد برد
|
About![]()
این وبلاگ رو من و همسرم در ابتدای کار به نیت گذاشتن مطالب جالب راه اندازی کردیم ولی از این به بعد قراره در مورد دختر قشنگمون آیماه عزیز جیگر مامان باباش بنویسیم و تجربیاتمون رو و همچنین خاطراتمون در خصوص آیماه نازنین رو بنویسیم و در معرض خوانندگان و وبلاگ دوستان عزیز قرار بدهیم.
Home
|